تبلیغات
"SS501 TIME" - Love & Punishment-ep16
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
یکشنبه 16 مهر 1391 :: نویسنده : sayna
یاران عزیز سیلاااااااااااااااااااااااام

من آمده ام با پارت 16 پدرم در اومد از ساعت 5 دارم مینویسم همین الان تموم شد

خب من باید برم مدرسه نظر یادتون نره ها

میدوستمتون خیلییییییییییییییییییییییی زیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

بوس بوس

 

نگار روی صندلی خودش نشست و منتظر یونگ سنگ شد که یهو سعید بغلش نشست...یونگ سنگ وقتی وارد هواپیما شد از عصبانیت سرخ کرد و ناچار کنار مهدی نشست...سعید هم که وقت و غنیمت شمرده بود شروع کرد با نگار صحبت کردن...

-:نگار خانوم ببخشید رشتتون توی دانشگاه چی بود؟

-:یعنی شما نمیدونین رشتم چیه؟

-:چرا میدونم ولی خب شما حدودا 9 ماهه توی کره اید و من هم نمیبینمتون خب یادم رفته...

-:من طراحی لباس

-:واقعا؟...میتونم یه پیشنهاد بهتون بدم؟

-:چی؟

-:کمپانی من و مهدی داره یه شعبه توی سئول باز میکنه که به چند تا طراح لباس نیاز داره میتونم ازتون دعوت کنم با ما همکار شین؟

 

نگار که حدودا 2 ماه میشد که دنبال کار میگرده با این حرف سعید لبخندی زد و پیشنهادش و قبول کرد...از اون طرف یونگ سنگ که نمیتونست حرفای اونا رو بشنوه با دیدن خنده نگار فکر کرد حتما باید بین اونا چیزی باشه...دستش و مشت کرد و با تمام وجودش فشار داد تا کسی نفهمه چقدر عصبانیه اما این حرکت از چشم مهدی پنهون نموند....مهدی آروم دست یونگ سنگ و تو دستش گرفت و بهش گفت:

-:هی رفیق چی شده؟

-:نگار وقتی عاشق تو هم بود همینقدر حرصت میداد و با بقیه بگو بخند میکرد با اینکه میدونست تو روش حساسی؟

-:نگار همیشه با همه گرم میگرفت و باهاشون بگو بخند میکرد اما هیچ وقت من و حرص نمیداد

-:بفرما اینم از شانس ما...

-:یونگ سنگ اگه بخوای اینجوری فکر کنی هیچ وقت نمیتونی رنگ خوشبختی رو ببینی ... هروقت نگار با پسری گرم گرفت به خودت بگو نگار از اون دخترا نیست

-:یعنی  الان هم چیزی بینشون نیست؟

-:یه چیز بگم خیالت راحت شه...دلیل اینکه از سعید دعوت کردم تا باهامون بیاد اینه که بالاخره بفهمه که تو و نگار متعلق به همین و دست از سر نگار برداره خیالت راحت...

-:ممنون رفیق...خیلی بهتر شدم

-:مثل اینکه دیگه رسیدیم

-:آره به نظرم داره فرود میاد....دیگه طاقت ندارم برم پیش نگار...

بعد از پیاده شدن از هواپیما...

یونگ سنگ به محض اینکه مادر نگار و بقیه دخترا و پسرا حواسشون پرت بود و فقط 6 دنگ حواس سعید به نگار بود فرصت و غنیمت شمرد و به طرف نگار رفت...

-:نگار

-:جانم عزیزم؟

-:خیلی وقته دلم برای لبات تنگ شده ... تا حواس کسی نیست از دلتنگی درم میاری؟

-:یونگ سنگ اینجا؟؟؟

-:خب بگو نمیخوای دیگه بهونه چرا میاری؟

یونگ سنگ میدونست نگار چقدر دوسش داره و طاقت نداره ناراحتیش و ببینه برای همین قیافه مظلوم و ناراحتی به خودش گرفت و گفت:

-:خب حقم داری اطرافت پر از پسرای بهتر از منه ... چرا وقتت و برای من هدر بدی

 

نقشه یونگ سنگ گرفت و با این حرفش نگار دستش و لای موهای اون برد و سرش و به سمت خودش کشید و لباش و لای لبای یونگی گذاشت و با تمام وجود اون و بوسید و یونگ سنگ که مطمئن بود سعید اون صحنه رو میبینه دستش و روی کمر نگار گذاشت و از ته قلبش شروع به بوسیدن نگار کرد و از آتیش گرفتن سعید و در کنار نگار بودن نهایت لذت و برد تا اینکه...

.

.

.

.

.

.

.



نوع مطلب : Love & Punishment، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 01:27 ق.ظ
I'm curious to find out what blog system you happen to be utilizing?
I'm having some small security issues with my latest blog and I would like to find something more secure.
Do you have any recommendations?
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:28 ب.ظ
Magnificent beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how can i
subscribe for a blog web site? The account helped me a acceptable deal.
I had been tiny bit acquainted of this your broadcast provided bright clear concept
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:27 ق.ظ
Thank you for sharing your info. I truly appreciate your efforts
and I will be waiting for your next post thank you once
again.
چهارشنبه 7 تیر 1396 06:47 ق.ظ
Hey there! Do you know if they make any plugins to protect against hackers?

I'm kinda paranoid about losing everything I've worked
hard on. Any tips?
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:52 ب.ظ
Have you ever thought about creating an e-book or guest
authoring on other sites? I have a blog based on the same topics you discuss and would really
like to have you share some stories/information.
I know my readers would enjoy your work. If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e mail.
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:38 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your
site and in accession capital to assert that I get in fact enjoyed account
your blog posts. Any way I will be subscribing to your augment and even I achievement you access consistently
fast.
شنبه 12 فروردین 1396 02:39 ب.ظ
A person necessarily help to make critically posts I might state.
That is the very first time I frequented your website page and to this point?
I surprised with the analysis you made to make this actual publish amazing.
Wonderful job!
جمعه 11 فروردین 1396 04:44 ب.ظ
This is really interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more
of your excellent post. Also, I've shared your web site in my social networks!
پنجشنبه 20 مهر 1391 02:14 ب.ظ
مامان جونیییییییییییییییییییم دلم تنگولیده بود برات گفتم نطر بوزارم برات....
یه شوال کیا میای نت؟؟؟؟؟
راستی برای اینکه یه کم پیش معلما بعزیزی پاور پوینت زیار ببر واسه معلما نتونستی بسازی برو سایت ppt.irموضوع بده پاور پویت بهت تهویل موده....
sayna دخمل گلمممممممممممممممممممممممممممم
دل منم برات تنگولیده عسیسم
اصولا وقت و بی وقت نتم ولی روزای زوج 6-8 کلاس دارم از 8 به بعد اصولا میرم یاهو مادر
ای من فدات معلم آمار گفته پاور بسازم ولی موضوعش چرته هیچ غلطی نتونستم بکنم
میگن دخمل عصای دست مادره راست موگنا
پنجشنبه 20 مهر 1391 09:44 ق.ظ
والا ما آخر سر نفهمیدیم کیه شماییم ؟؟؟ فرزندتونیم ؟؟؟؟ خواهرتونیم ؟؟؟؟
sayna واالله خودمم نفهمیدم هرجور میلته عسیسم ناسلامتی مدیر شمایی
چهارشنبه 19 مهر 1391 10:09 ب.ظ
از اون لحاظ که عالیم :)
sayna خوفه باریک مادر همیشه عالی باش
بووووووووووووووووووووووووووووووووس^-^
چهارشنبه 19 مهر 1391 12:55 ب.ظ
نه اخه مگه میشه آدم توی مدرسه ها خوب باشه ؟؟؟؟
sayna اوخی راست موگیا ولی مگه میشه آدم مدیر وب برای دابل باشه و خوف نبوشه؟؟؟
سه شنبه 18 مهر 1391 09:49 ب.ظ
ببخشید مامان کیمیا سلااااااااااام به کیمی جون خودم خوبی آجی جونم ؟؟؟
sayna شوخی کردم مادر ولی باریک علیک سیلام دخمل خومشلم و خواهر نازم خوفم خوفی؟^-^
سه شنبه 18 مهر 1391 07:36 ب.ظ
خخخخخخخخخخخخ آفرین بسی بسیار حال کردم
sayna اوخی خومشالم خوشت اومده اونی
راستی سلامت کو؟
سه شنبه 18 مهر 1391 05:18 ب.ظ
من فعلنات برم...اگه دوباره اومدم نت میام وبهت می سرم..بوسسسسسس....این که نوشته بودی اخر مهر گوشیت از توقیف در میاد....راسته؟؟؟؟
sayna بوشه برو خواهر شوملی ... ای فدات شم که اینقدر با معرفتی
بووووووووووووووووووووووووووووووس
واالله اینجوری قول دادن بهم البته تجربه ثابتیده قول پدر و مادر اینجانب 1 در 1000 درست درمیاد ولی در هرصورت آدم باید امیدوار بوشه دیه^-^
سه شنبه 18 مهر 1391 05:17 ب.ظ
از داداشم خوب مراقبت کن....خف..
sayna چشم مگه میشه از شوملم مراقبت نکنم زن داداشی؟ ...ای من پس و پیش و اینور و اونور مرگش بشم آخی یونگی دلم براش تنگولیده
یونگیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
سه شنبه 18 مهر 1391 05:16 ب.ظ
کیمیاااااااااااااااااا...هییییییییییی....هنوز دوهفته نگذشته تحت فشاردرسی قرارگرفتم...همش باید بخونم....هیییییییییی...
sayna عسیسم بمیرم الهی من چی هنوز دو هفته نگذشته گوشیم رفت توبیخ ... خوبه که رفتی تجربی من که تو ریاضی پوستم و غلفتی کندن :(((
به هیونگ فکر کن درس یادت موره ^-^
سه شنبه 18 مهر 1391 05:14 ب.ظ
جدیییییییی جدیییییییی صبح زود تایپدی....یانه...دوشیفت هستی....یه لحضه تعجب کردم.
sayna جدییییییییییییییی جدییییییییییییییییی صبح ساعت 5 بیدار شدم به بهانه تحقیق ریاضی تایپیدم زن داداشی بیخودی که بهم نوموگن کیمیا
دوشنبه 17 مهر 1391 09:36 ب.ظ
عااااااااااااااالی
sayna فدات شم مامانییییییییییییییییییییییییییی^-^
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music