تبلیغات
"SS501 TIME" - different.....part6
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : Negar
سلام بچه ها خوبین؟...

خب دیه حرفیدنم نمیاد بریم ادامه ببینیم چه خفره

در خانه ی دابل اس........                                   

جونگ مین:دست برادر سنتر درد نکنه.....

هیونگ:غربون داداش خیلی خوش مزه بودش....

هیون:به به چه بچه ای تر بیت کردم غرربونش برم که همچین دست پختی داره میگم فکر کنم دیگه وقتشه شوهرش بدیم....

کیو:کاملا ممنون..اااامامانی چرا غذا نخوردی....

هیون:راست میگه فقط با غذات بازی می کردی...

یونگ سنگ:چی...نه...هااان...چی گفتی...

هیونگ:مامان امروز گیج میزنی ها....

هیون:دیگ به دیگ میگه من ماکروفرم...خوبه خودت از 365 روز سال 366 روز گیجی.....

هیون:بابا خب تو یه بار از ما طرف داری کن نمی میری که....

یونگ سنگ:هیون یه لحظه میای اتاقم...

هیون:نه نمیام نه نمیام....

هیونگ:به پیش شین هم میخوای بری....

هیون:نه نمی خوام نه نمی خوام...

یونگ سنگ که بلند شده بود با حالتی که به داد شبیه بود گفت:مسخره بازی در نیار بیا....

بعد هم رفت...

(آرمین:راوی من میترسم...

راوی:ساکت شوالان می فهمن این جایی..

آرمین:مروارید خالرو چیکار کردی....

راوی:هیچی بابا مجازیتو دادم بهش رو پاش خابیده

آرمین:آورینننن...)

هیون:این چرا اعصابش کیش میشیه….

هیونگ:من چه میدونم برو...

هیون پاشودو رفت تو اتاق...

هیون:خب حالا بگو چه مرگته(آرمین:ای بی تهبیت)

(راوی:گفتم ساکت ای بابا)(آرمین:آخه گی کهده بود ته گهلوم)

یونگ سنگ:بیا بشین خب بعد برات میگم

هیون:بگو دیگه نشستنم نمیاد

یونگ سنگ:میشینی یا خودم بشونمت؟(آرمین:باریمک باریمک)(راوی:آرمین ساکت باش الان میفهمن اینجاییم )

هیون مثل بچه های حرف گوش کن نشست

هیون:خب نشستم همسر گران بگو چته؟

یونگ سنگ:خب...(آرمین:مهن بهگم؟)(راوی:من غلط کنم دفعه دیگه تورو هم با خودم بیارم)(آرمین:غهلط میکنی نهیاری)(راوی:نه مثل اینکه لازم شد به آنیتا بگم یه جوری از داستان ببرتت بیرون بدجور این هیون داره روت تاثیر منفی میزاره ها)(آرمین:خف یاهدم رفت یوه سینگ چی میهگفت؟)

یونگ سنگ:خب...هیون من ...من میخوام به یه نفر ابراز علاقه کنم ولی نمیدونم چجوری...کمکم میکنی؟

هیون:پس میخوای سرم هوو بیاری؟

یونگ سنگ:آره اونم از اون خوشگلاش حالا بگو

هیون:خب حالا چرا از من میپرسی باید چیکار کنی؟

یونگ سنگ:ببخشید عمم پی اچ دی دختر بازی داره؟(آرمین:عهمه یوه سینگ هم بهله؟؟؟)

هیون:هی درست صحبت کن دختر بازی چیه؟

یونگ سنگ:ببخشید اصلاح میکنم مخ زنی

هیون:حالا بهتر شد خب طرف کی هست شیطون؟من میشناسمش؟

یونگ سنگ:اره میشناسیش دوست آنیتا(آرمین:خاهله مهروارید و موگه )

هیون:مروارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟(آرمین:اه این هیهون چهقدر خنگه )

یونگ سنگ:آره خودشه

هیون:نامرد عجب تیکه ای رو هم انتخاب کردی ولی اگه اخلاقش شبیه آنیتا باشه اون وقت دیگه کاری از من برنمیا(آرمین:مهگه اخلاق خواهمر من چشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟)(راوی:آنیتا؟هیچیش نیست بابا این هیون فکر میکنه کل آدم و عالم باید براش بمیرن)

یونگ سنگ:خب کمکم میکنی یا نه؟

هیون:خب خوب گوش کن ببین چی میگم...(آرمین:خوهب دالم گوش میدم وهلی صهدایی نمیاهد)(راوی:ولی من میشنوم بیخیال بعدا میفهمی چی گفته)

یونگ سنگ:خب اگه جواب نداد خودم به شخصه خفت میکنم(آرمین:چی جهواب نهداد؟)

هیون:اون وقت خودت وخفه کن این تکنیک رو نصف دخترا جواب میده

یونگ سنگ:امیدوارم


فردا صبح تو دانشگاه...

یونگ سنگ:مروارید خانوم؟...مروارید خانوم؟...(آرمین:مهگه خاهلم کهره که دو بار صیداش میهکنی؟)

مروارید:بله؟

یونگ سنگ:ببخشید شما امروز کلاس خاصی دارین؟

مروارید:نه ندارم (آرمین:کهلا خاهلم نقش روح سرگهدان و تو دانشهاه داهره)

یونگ سنگ:میتونیم با هم بریم یه جایی؟(آرمین:هی واه ی من یوه سینگ هم؟؟؟؟؟؟؟؟؟)(راوی:نه بابا آرمین تو هم مثل هیون شدی منحرف؟...نترس یه جای خوب میرن)

مروارید:کجا بریم؟

یونگ سنگ:شما تشریف بیارید میفهمید

مروارید:میشه حد اقل بگین کجاست؟

یونگ سنگ:یه جای خوب بریم؟

مروارید:خب ...باشه بریم(آرمین:ای خاهک بر سهرت خاهله چه زود خهر شدی...)

یونگ سنگ مروارید و به یه باغ خیلی قشنگ برد و شروع کردن به قدم زدن تو باغ تا اینکه چشم مروارید جان به یه آلاچیق که دورتادورش و رزهای صورتی پوشونده بود افتاد و از اونجایی که بچم خیلی این گل و دوست داره با یه شوق خاصی گفت:

:میشه بریم اونجا؟

یونگ سنگ که دست هر چی زی زی رو از پشت پاپیون بسته یه چشم گفت و رفتن و تو آلاچیق نشستن

یونگ سنگ:مروارید خانوم

مروارید:بله؟

یونگ سنگ:خب راستش من ...(آرمین:خاهله این میهکشتت تا حرفش و بهزنه حالا حالاها مهنتظر باش)

مروارید:خب بگین دیگه

یونگ سنگ:خب راستش من عاشقتون شدم یعنی از همون روز اول که دیدمتون ازتون خوشم اومد(آرمین:ای راهوی مهگه نگفتی بهد کهلی آب و تاب میهگه؟)(راوی:رد گم کنی بود واسه اینکه بمونی خماری)

مروارید:راستش نمیدونم باید چی بگم...

یونگ سنگ:قبل اینکه جوابم و بدین میخوام عشقم و نسبت به خودتون با تمام وجودتون حس کنین(آرمین:اووووق...حاهلم بهم خورد خف )(راوی:me too)

یونگ سنگ این و گفت و سر مروارید و گرفت(آرمین:عهینه توپ فوهتبال)

و به خودش نزدیک کرد و لباش و لای لبای کوچیک مروارید گذاشت و اون و با تمام وجودش بوسید(راوی:میشه یکی نقش من و عوض کنه ...من استعفا میدم حالم بد شد بابا)

بعد از چند دقیقه که از هم جدا شدن یونگ سنگ به مروارید خیره شد وگفت:

:حالا جواب بدین

مروارید:خب...باشه

یونگ سنگ:یعنی دوست دختر من میشین؟

مروارید:آره

.

.

.بمونین خماری تا پارت بعد



 





نوع مطلب : Different، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:39 ب.ظ
Nice post. I was checking constantly this weblog and I'm inspired!
Extremely helpful info particularly the last phase :
) I care for such information a lot. I used to
be looking for this particular information for a long time.
Thanks and good luck.
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:26 ب.ظ
Hello! Do you know if they make any plugins to help with Search Engine Optimization? I'm trying to get
my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing
very good results. If you know of any please share. Thanks!
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:54 ب.ظ
I read this piece of writing completely regarding the
comparison of most up-to-date and previous technologies, it's remarkable article.
جمعه 11 فروردین 1396 03:57 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! By the way,
how can we communicate?
یکشنبه 26 شهریور 1391 12:51 ب.ظ
نگار خفه من غلط کنم به یونگی خیانت کنم کیو هم اشتباه کنه به شادان
Negar آورین
شنبه 25 شهریور 1391 04:00 ب.ظ
بابا کیما جونم من یه چی پروندم ، من غلط بکنم به کیو جونم خیانت کنم ، و یونگی هم غلط میکنه به تو خیانت کنه (البته خیلی پوزش میطلبم )
Negar شادان جون بیخیال مامانی بیخیال بابا تو مدرسمون همه به من موکن دخترم بافرزندم با کوچولو ورقی نداره که هرچی خواستین صدام بزنین بهار بهم میگه میمون(غلظ موکونه)باااااشه
شنبه 25 شهریور 1391 01:56 ب.ظ
شادان جان عسیسم 3 حالت داره
1-تو مادر نگاری
2-من مادر نگارم
3-جفتمون مادر نگاریم که نشون میده یونگی به من خیانتیده جنابعالی به کیو
زود تند سریع بگو کدوم گزینست
Negar بوگو..
1.فرک نکنم...
2.فرک کنم..
3.مامان خوب مثلا نیشه تو به یونگی خیانت کرده باشی (غلط موکونی)بعد کیو به شادان (اون هم از این غلطا نوموکونه)
مامان بیخیال بابا
جمعه 24 شهریور 1391 05:29 ب.ظ
ای بی وفا یه وقت ج کامنت من و ندی ها...باهات گهرم...
Bahar نگار:من جواب دادم ثبت نشد...!!!!
جمعه 24 شهریور 1391 03:50 ب.ظ
هههههههههههههههههههههههههه
اگه میخوای استفا بدی من حاضرم بیام جات
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ بسی بسیار حال کردم فرزندم
Negar یاه یاه یاه بخند بخند تا موتو نی بخوند که گریتم در میارم...
الان اب راوی هستی می گم به هش..
خواهش داریم عزیز دل...
جمعه 24 شهریور 1391 06:48 ق.ظ
اوخی...سیلام مامانی خوفی؟...خوشی؟...سلامتی؟...من که بسی حال کردم قربونت برم الهی چه بابایی داریا خودمونیم تو واقعیت با ننه باباش میاد یه کلمه هم حرف نمیزنه ما رو میدن بهش بعد تو داستان ببین تورو خدا زمین تا آسمون عوض میشه بچه پررو تو به دل نگیر حالیدم همینجور ادامه بده ببینم چه موکونی ها
Bahar نگار:علیک سلام....بهله.....بهله....خیلی ممنون...خیلی مرسی...مامانی کلی تشکر دارم ازت...!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music