تبلیغات
"SS501 TIME" - ONE STEP TO SMILE.....EP6
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
پنجشنبه 23 شهریور 1391 :: نویسنده : Bahar

عکس یوری اضافه شد

سلام......بنده آمدندی.....!!!!!!

دلتون برام تنگ شده بود...نه؟!

اینم از پارت جدید داستان خوشگله.....!!!!!

امروز کلی دردسر داریم.....!!!!!

"فقط یک اتفاق " و تموم کردم...!!!!!

دست دست.....!!!!!!

بشه ها هفته دیگه مدارس شروع میشه من هنوز فرم مدرسم و نگرفتم...!!!!

بابام میگه شنبه بلاخره معلوم میشه انتقالیه میشه یا نه...!!!!!

خدایا روزگار مارو ببین دیگه آموزش و پرورشم مارو گیر آورده...!!!!!

نظر ندین میرم گهر موکونم....!!!!!!

بووووووووووووسسسسسسسس....!!!!!

پ.ن:این پارت به عنوان سرشماری خواننده هاست...می خوام بدونم

چندتا خواننده داره داستانم.....!!!!!!

اسمشQ.ri از T-ara

همینجور داشت نزدیک میشد و فاصلش تا صورتم کمتر از 10 سانت بود که....(نگار:هی وای من..... چه باحاله این جا مامانم داره خواهرمو میبوسه...)

با صدای داد هیون همه به سمت اتاقش رفتیم...

- چ...چی شده؟؟؟؟(نگار:عمو جان زهرش ریخت....)

جواب نداد....فقط به یه نقطه خاصی زل زده بود...

مسیر نگاهشو دنبال کردیم و آخر سر چشممون به جمال موجود ریزی روشن شد

که با وجود جثه کوچیکش کارای خیلی بزرگی مثل ترسوندن مردمو انجام میده...(نگار:اااااا چه فعاله....)

سوسک....همون موجود ریزی بود که منو از دردسری که توش افتاده بودم نجات داد...(نه جان من این سوسکم عجب موجود نازنینیه ها..!!)(نگار:آره جان عمت عممه وقتی سوسک میبینه کل اقوام و خویشاوندانش از تو قبر پا میشنو جلوش رژه میرن...)

جونگ مین:می خواین من برم نقش پتروس فداکارو بازی کنم...(نگار:می خوای اسمت تو کتابای درسی بیاد....فکرشو بکنید...جتروس فداکار....)

در حالی که به سمت سوسکه میرفتم با خنده گفتم:

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->چیه...نکنه می خوای دستتو بکنی تو سوراخ دماغ سوسکه...!!!(نگار:نه پ می خواد بکنه تو سوراخ دماغ تو......!!!!!!)

همه حتی هیون و هیونگم خندیدن...نگفتم...هیونگ تا سوسکه رو دید با تمام وجود جیغ زد و پرید بغل کیو...!!!(نگار:« در اینجا سوسکارو مخاطب قرار داده»شما چرا بلد نیستین یه کم مراعات کنین یه کم فهم داشته باشین آخر از دست شما این کیو آرتوروز کمر میگیره...چیه.....والاه)

با پام سوسکه رو کشتم و انداخنتم بیرون....

هیون:خب دیگه ممنون از کمکتو حالا همگی...بیرون..!!!!(نگار:ای هیتلر بی ادب...)

همه از اتاق رفتم بیرون منم برگشتم تا برم که صورت یوری و روبروی خودم دیدن....چند سانتی بیشتر باهام فاصله نداشت(نگار:ای بابا اینا چه قدر منحرفن ماماااااان منو از این جا ببر بیییییییرون....)....همینجور داشت نزدیکتر میشد(نگار:ماماااااااان کوشی پس تو...؟؟؟)...

نمی دونستم چیکار کنم که احساس کردم داره میره عقب(نگار:این جدیدس خواااااهر سیستیمه عقب گرد داره...) .....

یوری:هیون جونگ اوپا....چرا اینجوری می کنی؟؟؟(نگار: ای بابا این باورش شد هیون اوپاشه ها..!!!!)

- لطف کنین این کاراتون و بذارین واسه بیرون اتاق من....!!!!

اینو گفت و 2تامون و از اتاق بیرون کرد...!!!(نه مثل اینکه فقط سوسکه نازنین نیست....!!!)(نگار:چه کشف جالبی هیونو سوسک 2تاشو موجودات نازنینین....فهمیدین که چی میگم...)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->میگما یوری....خیلی خستم می خوام برم استراحت کنم از وقتی اومدم سرپام....اول خونرو تمیز کردم و بعدم غذا درست کردم....اگه ناراحت نمیشی میشه بری تا اوپا استراحت کنه؟؟؟(نگار:اه اه اه چه مراسم خر کنونی بوداا...)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->می فهمم....منم دیگه باید میرفتم...(نه بابا فهمیده..!!)(نگار:شهید فهمییییده...)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->ممنون.....خودت میری یا برسونمت؟؟؟

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->خودم میرم...خداحافظ...

همون موقع کیو با یه لیوان قهوه پیداش شد....!!!

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->کجا زن داداش برات قهوه درست کردم...!!!(ای بر خر مگس معرکه لعنت....با عرض پوزش خدمت داداش سربازم...!!!!)(نگار:هووووووووی با عمو و شوهرم درست بحرف.....)

- نه دیگه...باید برم دیر وقته...!!!

- باشه هرجور راحتی....!!!!

- خداحافظ...

- خداحافظ اوپا...!!!(نگار:این چه قدر پرروهه مگه همه اوپاشن.....با شوما نبودم مادر جان با ضمیرتون بودم....)

وقتی یوری رفت یه نفس راحتی کشیدم و رفتم تو اتاقم...!!!!

دلم میخواست برم و یه دوش بگیرم واسه همین حوله و لباسامو برداشتم تا برم حموم(تواتاقم...یعنی اتاق یونگ سنگ...حموم هست...!!!)

همون موقع در باز شد و جونگ مین اومد تو...

- ااااا...یونگ سنگ...می خوای بری حموم....؟!

- آره خوب...چیزی شده...؟!(نگار:ای بابا باید می گفتی نه...)

- نه...خوب شد...منم می خواستم برم ولی حسش نبود تنهایی برم....بزن بریم

باید منو بشوری....!!!(نگار:مگه خودت چلاقی...)

اینو که شنیدن تا نزدیکی عزراییل رفتم و برگشتم...!!!!(نگار:سلام منم بهش رسوندی...)

- چیییییییییی؟!

- پیچ پیچی.....بریم دیگه....!!!!

- تو...تو(آ؛ب دهنمو قورت دادم و ادامه دادم...)تو که حولتو نیاوردی....از ماله منم که نمی تونی استفاده کنی....(نگار:نههه بیا استفاده کن.....)

- چرا اتفاقا....مگه یادت رفته سری آخر که با هم رفتیم حموم حولمو گذاشتم تو کمد تو.....(نگار:آخی این خواهر من چه قدر بد شانسه...)

تنها راه فرارمم بسته شد....دیگه واقعا تو مخمصه افتادم.....خدایا...!!!(من بدبخت همش تو دردسرم.....!!!)(نگار:میگمااا فیلم پلیسی زیاد نگاه موکونیااا...)

اوتوکه(چیکار کنم...!)؟!

آره....تنها راهم همینه....!!!!!(نگار:چیییییییییییی....؟؟؟؟)

جونگ مین بلوزشو در آورده بود و داشت میرفت تا شلوارشم در بیاره که(نگار:مامااااااااااااااااااان کوووووووشی.....)....

دستمو  گذاشتم رو شکمم و شروع کردم آخ و واخ کردن.....انقدر مظلوم شده بودم که نگو....یه جوری بود انگاری که نزدیک بود بزنم زیره گریه.....جونگ مین بدبخت بدجور هل کرده بود......بدو اومد سمتم و با همون وضعش بلندم کرد و گذاشتتم رو تخت...(استغفرالله این چه کاریه برادر من...لااقل لباساتو بپوش...!!!)(نگار:ای بابا ماااااامااااااااااان....)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->یونگ سنگ...خوبی؟؟؟؟؟چت شد یهو......(نگار:انه مظلوم جونگ مین....)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->دلم...دلم خیلی درد می کنه......فکر کنم غذامو خیلی تند تند خوردم....(آخی چرا بچه مردمو اسکل می کنم؟؟؟؟؟)(نگار:یه کم خجالت بکش....)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->میرم کیو رو صدا کنم.....

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->نه خوبم...فقط یه لیوان آب برام بیار...استراحت کنم بهتر میشم...

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->باشه...الان برمی گردم....(آخی داداشم چقد هول کرده!!!!)

<!--[if !supportLists]-->-       <!--[endif]-->ممنون....

 





نوع مطلب : one step to smile، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 04:20 ق.ظ
This info is invaluable. When can I find out more?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:52 ب.ظ
Aw, this was an exceptionally good post. Taking a few minutes and actual effort to create a really
good article… but what can I say… I hesitate a lot and don't seem to get
anything done.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:43 ق.ظ
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now each time a comment is added I
get four emails with the same comment. Is there any way you can remove me
from that service? Appreciate it!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:08 ق.ظ
My brother recommended I may like this blog. He was once entirely right.
This publish truly made my day. You cann't consider simply
how much time I had spent for this information! Thanks!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:57 ق.ظ
Hello! Quick question that's entirely off topic.
Do you know how to make your site mobile friendly? My weblog
looks weird when browsing from my iphone 4.
I'm trying to find a template or plugin that might
be able to fix this problem. If you have any recommendations, please share.

Thank you!
جمعه 11 فروردین 1396 12:19 ق.ظ
Unquestionably believe that which you said. Your favorite justification seemed to be on the
internet the easiest thing to be aware of. I say to you, I definitely get irked while people
consider worries that they plainly don't know about.
You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole thing without having side effect , people can take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
یکشنبه 26 شهریور 1391 12:52 ب.ظ
باشه بهار جونم؟
Bahar اوکی....!!!!
شنبه 25 شهریور 1391 08:46 ب.ظ
ببین تورو خدا چجوری آدم و ضایع میکنه خاک بر سرم

خواهران گرام مگه شما کاروکاسبی ندارین؟...
من بد عکس ترین و زشت ترین دخمل دنیا وا کنین ما رو دیه ای وای

عسک من و بزاری ... موکونمت
Bahar شما بیجا موکونی...!!!!!
شنبه 25 شهریور 1391 02:00 ب.ظ
واقعا ساینا شکل این دخترست؟....وای اگه این شکلی باشه من دیگه باهاش حرف نمیزنم دخترای ایرانی کجا دخترای کره ای کجا ایییییییییش راستی یه سوال هرچقدر از ساینا میپرسم تفره میره تو که دوستشی بگو چه شکلیه ...کدوم قسمت صورتش از همه ناز تره؟...خیلی دوست دارم ببینمش یه جورایی به نظر میاد خیلی ناز باشه
Bahar نه این عکس شخصیتشه....!!!!
نسبتا کوتاهه دست و پاشم خیلی کوچیکه......رو صورتش یه خال گنده داره....اصلا یه عکس ازش دارم...بعدا میذارم میخواید...!!!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 11:06 ب.ظ
بسی فیض بردیم
Bahar خوبههههههههه...!!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 10:01 ب.ظ
هااااااهااااااهااااااا
اینگزه مامانمو عزیت نکووووون
Bahar دلم موخواد....!!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 10:01 ب.ظ
راستشو بگو کلک خودتم حال کردی نه...
Bahar ااااااااا...این چه حرفیه...!!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 10:00 ب.ظ
بسی حال دادی کیفیدیم
Bahar خوببببببببببببببببببببه...!!!
بووووووووووسسسسسسسسسس...!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 09:59 ب.ظ

ای بابا این نگار همه جا ستاااا انگارییی
Bahar آره....خواهرمه...بیکار بود تو خونه نوشت...!!!
پنجشنبه 23 شهریور 1391 05:55 ب.ظ
بهار یه نمه ملاحظه بچم منحرف میشه خب...
درمورد ضمیر مبارک خودمم دیگه حالم داره از خودم بهم میخوره...چپ میرم اوپا راست میرم اوپا ای کوفت اوپا نگار اگر تا آخر این داستان بی مادر نشدی تو همش استرس دارم یا خدا الان چیکار میکنه مامان بهار غلط کردم نامرد یه نمه مدارا
راستی یادم رفت بگم11111111111111111
Bahar بنده...به طور کلی نامردم.....بهله حلشو ببر.....حموووووووووووووووووم.....!!!!!
هستی بیا یاهو...!!!!
اون یکیم گذاشتم....نگار که خوشش اومد....البته ارسال به آینده کردم...!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music