تبلیغات
"SS501 TIME" - different.....part3
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
دوشنبه 13 شهریور 1391 :: نویسنده : Negar
زیاد حرف نمیزنم چون ابدا حوصله ندارم پس بدو بدو برین ادامه جیغ دیت 

هورااا هم بزنین چون دابل تشرسنشونو آوردن بدووووووووئین.....






3

-ببخشید خانم (راوی:هی وای من)

با عصبانیت گفتم:بعلهههههه(راوی:گرخید بابا)

-اااام میخواستم معذرت خواهی کنم بابته.......

-بابته بابته بابت چیییی هااااااااااان بابت این که ماشینمو پکوندین(راوی:اوج نگیر)....

خب بخوره تو سرتون(راوی:اووج نگییر).....یا بابت این که اولین روز دانشگامو دیر میرسم(راوی:اوووج نگیییر).......

اونم بخوره تو فرق سرتون(راوی:اوووووووج نگیییییر)....ولی اگه منظورتون گریه کردن آرمینه که واقعا شرمندتونم چون الان میخوام بیام سرتونو بشکونم فهمیدییییییین(راوی:بابا بهت میگم اوووووووووووووووووووووووووج نگیییییییییییییییر).......

یهو از اون طرف یکی دیگشون که مطمئن بودم همونه که پریده جلوی ماشین اومد جلو آرمینو لا یه اشاره گرفتش برد اون ور و شروع کرد باهاش باز کردن من مونده بودم اون داره با آرمین بازی میکنه یا آرمین با اون راوی:خوش موزگله....

آرمین:چه جورم راوی جون چه خبره......

راوی:هیچی بابا میگم نزاری این با هیون دوس شه ها پسره ی پرووو

آرمین:اطاعت بابا تو برو خبر بیار....

-هیونگ و نگاه هیون..........

-جونگی جان بچه که دیوانه بیند خوشش آید......(راوی:پسره ی پرو به تو چه اخه گیر میدی هااااان؟؟؟)

من که یکم آروم تر شده بودم رفتم جلو و گفتم

-ببخشید که سرتون داد زدم اخه آرمین خیلی بد گریه می کنه......(راوی:آقاااا این یه دونه رو راست میگه...)

-چی...ها...نه ما...یعنی اون باید معذرت خواهی کنه نه شما......(راوی:نه بابا ادب...)

-بعله...اونو که میدونم من برای داد زدنم معذرت خواستم ولی هنوزم برای ماشینم .......(راوی:حال کردم زدی تو برجکاش....)

-آهان راستی میشه لظفا سوایچ ماشینتونو بدبن به ما تا بریم و درستش کنیم.......

-ببخشید امااا.....

-نه نه ببینین این کارت شناسایی من هستش شما بگیرینش من ماشینتونو میبریم درستش میکنیم....(راوی:اه اه اه...به اون دست نزنی هاااا همش بوی گند عوضی گری میده بابا...)

-نه بابا منظور من اینه که مهم نیست خودم درستش میکنم......

-نه نمیشه بفرمایین بالاخره این گندیه که داداش من زده ما باید درستش کنیم دیگه کارمون شده عادت کردیم یا اون هیونگ یا اون جونگ مین بالاخره باید یه گند بزنن و الا روزشون شب نمیشه....(راوی:بابا این یکی رو باهاش موافقم...)

-اااام پس میتونم لاآقر اسمتونو بدونم؟؟؟

-آه...اینا برای آدم حواس نمیزارن که.....

از اون ور یکی دیگشون گفت:هیون تو اگه خدای نکرده زبونم لال روم بدیوار بمیری یه راست میفرستنت بهشت چون هرچی گناه داشتی انداختی تغصیر ما بابا جان آخه.....(راوی:شوما هم بهشت دارین...نننه بببا ببببا)

-اینی که داره حرف میزنه اسمش پارک جونگ مینه اونی که پیش اون پسر بچست اسمش کیم هیونگ جونه اینی که طرف راستمه و داره با اون جونگی میحرفه اسمش هئو یونگ سنگ هستش این یکی هم کیم کیو جونگ من هم کیم هیون جونگم ببین توجه کن اون خل مشنگ کیم هیونگگگگ جوننننه من کیم هیوننننن جونگگگگ ام...

-فهمیدم ممنون منم انیتا ناصر بخت هستم.......ااااام میشه به دوستتون بگین داداشمو بیارو....

یهو انگار چی شده همشون نفس راحتی کشیدن....

جونگ مین:آخییییی پس داداشتونه....(راوی:ای بابا منحرفی هیون کم بود اینم منحرف شد....)

-نه پس بابامه فقط نمی دونم چرا اینقدر کوچولو مونده....(راوی:ایول دمت ولرم....)

کیو:هاااان.....نه آخه ما فکر کردیم پسرتونه.......خیلی تعجب کردیم...(راوی:کیووووووو)

-برو بابا خدا روزیتو یه جای دیگه حواله کنه....(راوی:دمت همیشه هات جووووونم)

از اون ور هیونگشون آرمینو آورد بعد هیون گفت:ببخشید میشه شمارتونو داشته باشیم آخه باید بدونیم کجا بیایم خب........(راوی:جون ننت واسه ماشین دیگه...)

-بعله حتما بفرمایید(عمرا اگه بهتون بگم شمارشو)(راوی:بابا انیتا گول اینو نخور این یه کم نه خیلی انحراف داره به سمت چپ...ای خدا چرا دادی)

خیلی ممنون............

چند ساعت بعد پیش پسرا....................................................

هیون:وای بچه ها چه دختر آسی بودا مال خودمه تورش کردو تو 2دقیقه(راوی:منحرف...بی شخصیت....پروووو...اسن من میدونمو تو دیگه)

کیو:نه بابا میگم چرا انقدر موادب شده بودیااا نگو دختررو میخواستی.........(راوی: ای خدا کیو تو هم فهمیدی؟؟؟!!!!)

جونگ مین:ای بابا باز اون رگ عوضی گری آقا زد بالا........(راوی:ای خدا...)

هیون:خب مگه چیه.....ولی خدایی قلبم داشت وایمیستاد واسه اون بچه هه...خدایی فکر کردم بچشه.....نامردی بهشم نمیخورد از اون دختراش باشه(راوی:دیگه چی....پررووووو) گفتم دیگه چه شوهر پیش فعالی داشته این.......(راوی:کافر همه را به کیش خود پندارد)

هیونگ:ای بابا بچه این جا نشسته ها.......(راوی:بی ادب)

یونگی:ای خدا چی میشه یکی پیدا شه که تو رو ضایع کنه هاااان؟؟؟!!!!!!(راوی:خدا وندگاراا این دعا را از هممان بپذیر....الهی آمین)


آنكه دستش را اینقدر محکم گرفته ای !

دیروز عاشق من بود 
دستانت را خسته نكن ...
محکم یا آرام ..!
فردا تو هم تنهایی ...






نوع مطلب : Different، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 09:47 ق.ظ
Hi there! This post could not be written much better!
Going through this article reminds me of my previous roommate!
He continually kept talking about this. I will send this post to him.
Fairly certain he will have a good read. Thanks for sharing!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:24 ق.ظ
I'm extremely inspired along with your writing talents and also with the structure for your blog.
Is that this a paid topic or did you customize it your self?
Anyway keep up the nice high quality writing, it's rare to peer a great weblog like this
one these days..
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:52 ق.ظ
I need to to thank you for this good read!! I absolutely loved every bit of it.
I've got you bookmarked to check out new stuff
you post…
جمعه 25 فروردین 1396 06:04 ب.ظ
Valuable information. Fortunate me I discovered your website unintentionally,
and I'm stunned why this coincidence didn't happened
earlier! I bookmarked it.
چهارشنبه 15 شهریور 1391 01:37 ب.ظ
انیاگ هسیووو.
ممنون ازداستان زیبات نگارجااااننن
انیانگهی که سیو
Negar علیک انیانگ سوووووووو.......
خواهش مند بسیار......
بابا به پیر به پیقمبر علیک
سه شنبه 14 شهریور 1391 10:39 ق.ظ
جیغ جیغغغغغغغغغ جیغغغغغغغغغغغغغغغغ نگار جون خودممممممممم.....
عالیییییییییییییییی بود عزیزم....زووووووووود با قسمت بعد بیا....
Negar آییی گوشم پکید....ترررررنج جووووونم.......
مییییییسییییییییی.......چشم گوووووولییییی
دوشنبه 13 شهریور 1391 08:10 ب.ظ
عاالی بود دخمل خوشملم
Negar ای بابااااااااا من چه قدر مامان دارمممممم
دوشنبه 13 شهریور 1391 08:09 ب.ظ
بسی حال کردیم در این سال سی...... دمت سرد خیلی باحال بود
Negar مننون....خواهش....اسمت کو جونییییی
دوشنبه 13 شهریور 1391 08:07 ب.ظ
وااااااااااااااااااااااااای عالی بود
Negar منوننم عسیسمممممممممممم
دوشنبه 13 شهریور 1391 01:37 ب.ظ
نگار بسی حال کردم تو زندگیت یه کار درست انجام دادی ....باریک باریک دستتتتتتتتتت هورااااااااااااااااا...میگم خدایا منم تو جمع آرزو کننده های خط آخر قرار ده...
میگم نگار تو از این جملات عاقشانه هم بلدی و به ما نگفته بودی؟...ببین هونگی چه کرده با بچم...به قول شاعر گفتنی خوشگلا باید...نه ببخشید اشتب شد به قول شاعر گفتنی عشق باید پادر میونی کنه تا آدم احساس جوونی کنه
Negar می دونم.......تو این داستان خدایی بگم اولاش میخوام هیونو بوکوشونم پسره ی انحرا ف داره عوضی ه....ی.....ز......چاکریم آخر هر داستا ن موزارم.....نه بابا خودم اینجوریم....بروووو بابا حالمونو بهم زدی تو نمیدونستی من قبل از این داستانا داستان احساسی مینو شتم توری که گریه کنی(به بهار هم نشونشون ندارم هنوز دارم)شعر هم می گفتم بابا افتخار من به دخمل پسمل نمات
دوشنبه 13 شهریور 1391 01:19 ب.ظ
آفرین آفرین برتو فرزند عزیز و گران قدرم
ههههههههههه
ام.......خوب بود........قابل خوندن بود
Negar ممنونمممممم.........اااااااااا من چه قدر مامان دارم تو این وب(تعجب)
هاهاهاهاهاها بسی خندیدیم.....
ناااااااااااااااااااااااامرد......خجالت باشه دفه بعدی میخوام عسک بوزارم نو موزارماااااا.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music