تبلیغات
"SS501 TIME" - ONE STEP TO SMILE....EP5
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : Bahar

سلااااااااام عشقای خودم...!!!!


جنگ و حال کردین.....اوووفففف....


چه دعوایی شدا..!!!

بلاخره حلید......اینو محض اطلاع دوستانی


 گفتم که باوردنه دنبال 


منو اون کیمیا بدبخت بودن...!!!!


خب بچه ها....اونی که پشت در بود اومد...!!!!!


(نه بابا...میخواست همونجا بمونه..!!!)


امروز یکی از نقشایی که اوندفعه اسماشونو گفتم


وارد میشود...!!!!


سوهان روح سویونگ...!!!!!


دیگه چی بگم....آهان......:


جیییییییییییییییییییییغ......دست...هورااااااااا.....


انتقالیم کنسل شد...!!!!!


انقد خوشحالم که نگو...!!!!!!


خوب دیگه بریم....کم نیست...خیلی زیادم نیست...


ولی قابل تحمله...!!!!!!

 

 

5

دیییینگ دنگگگگگ..صدای زنگ در بلند شد...!!!!!!

هیون:یونگ سنگ برو درو باز کن..!!

-       به من چه.....کیو برو درو باز کن....!!(نیومده چه پرو شدما...!!)

کیو:من چه کاره بیدم....جونگ مین در...!!!!

هیونگ:بدبخت من...بیچاره من....آخه من چه گناهی کردم...؟؟؟؟

جونگ مین:من که هنوز چیزی نگفتم...!!

هیونگ:چیه نکنه بچه خوبی شدی می خوای بری درو باز کنی؟؟؟؟

جونگ مین:نه دیگه میخواستم بگم که....

امممممم.....هیچی میخواستم بگم هیونگ تو از همه سبک پا تری...بپر برو درو باز کن..!!!

هیونگ:خوب چه فرقی کرد؟؟؟؟

هیون:هیچی....بابا طرف خودشو کشت...برو ببین کیه..!!!!

هیونگ:باشه بابا.....

درو باز کرد و با قیافه عصبانی یوری روبرو شد.....

-       سلام یوری.....چیکار داری؟!

-       با اوپا کار دارم..!!!

هیونگ(با داد):

- اوپاش...میگه با تو کار داره...!!!

هیون برگشت و به یونگ سنگ نگاه کرد...اونم که انگار نه انگار...دریغ از یه سرسوزن اهمیت و توجه....!!!به جای یونگ سنگ رو به هیونگ گفت:

- بپرس چیکار داره...!!!!

هیونگ دوباره رو کرد به یوری و پرسید:

- میپرسه چیکار داری؟؟؟؟

- میشه بیام تو...؟!

هیونگ(بازم با داد):

- میگه...میشه بیاد تو..!!!

هیون دوباره به یونگ سنگ نگاه کرد ولی بازم هیچ....!!!!

- بگو بیاد تو...!!!!!

هیونگ:

- میگه بیا تو.....یه دقیقه صبر کن ببینم...هیون...مگه اوپاش تویی؟؟؟

هیون:

- من غلط بکنم...دیدم این یونگ سنگ جواب نمیده....خودم دست به کار شدم...!!!

از اونور یوری که یونگ سنگ و صحیح و سالم دیده بود با خوشحالی رفت سمتش....(آخی بچم تو این مدت فکر می کرد یونگ سنگی نفله شده...!!!!)

- اوپااااا...کجا بودی...خیلی نگرانت شدم..!!!!!

هیون:خوب شد گفتی.....داشتی توضیح میدادی یونگ سنگ جان...!!!!!

- ای بابا چند بار بگم....رفته بودم خرید که شین بهم زنگ زد و گفت یه مشکلی واسه برنامه هامون تو ژاپن پیش اومده همین الان باید بری...!!!

هیون:

- چرا به من چیزی نگفت؟؟؟؟

- منم همینو پرسیدم و لی دریغ از یه جواب راضی کننده...!!!!

یوری:

- خوب داشتی می گفتی عزیزم...!!!!!!!

(ایششششش.....مثل اینکه از این دختر لوساست..!!!

یونگ سنگ دایی به سلیقت شک کردم..!!!

اههههههه...عزیزم...عق..!!!!)

- هیچی دیگه...منم سریع رفتم کمپانی و شین یه بلیط بهم داد..!!!!

هیونگ:

- چرا بهمون زنگ نزدی خوب....خیلی نگرانت شدیم...!!!!

- اولا که جناب عالی نگران من نبودی...بلکه نگران غذای خودت بودی...دووما من وقت سرخاروندن نداشتم چه برسه به زنگ زدن....!!!!راستی هیون اینم مدارک...!!!!!

(خودمونیما...عجب دروغ گوی خوبیم..!!!)

- خوبه عزیزم.....دلم خییییییییلی برات تنگ شده بود..!!!!!

- منمهمینطور.....!!!

(الان تو دلم دارم میگم...اه برو دیگه....کنه..!!!)

هیونگ:اهههههه...باز اینا حرفای غقشولانشون عود کرد......من رفتم..!!!!

جونگ مین: me too

هیون:منم میرم بخوابم که 2هفتس به خاطر غرغرای این هیونگ یه خواب راحتم نداشتم!!

کیو:منم میرم ظرفارو بشورم...!!!

- اااا...اینا چشون شد یهو...!!!

- نمی دونم...!!!!

سویونگ

احساس کردم هی داره بهم نزدیک میشه تاحدی که صدای نفس کشیدنشو به وضوح میتونستم بشنوم..!!

همون چیزی که بدم میومد داشت سرم میومد..!!

(هی وای من...!!!!)

نههههههههههههه....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:35 ب.ظ
I simply couldn't go away your website prior to suggesting that I extremely loved the usual info a person provide for your
visitors? Is gonna be back frequently in order to inspect new posts
چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:52 ب.ظ
Wow! After all I got a weblog from where I be able to actually take valuable information concerning my
study and knowledge.
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:10 ق.ظ
This post is in fact a pleasant one it helps new internet visitors, who are
wishing for blogging.
سه شنبه 14 شهریور 1391 03:26 ب.ظ
ویییییییییییی تازه داره هیجانی میشه..افرین...ادامه بده...فایتینگ.
Bahar بوشههه....!!!!
دوشنبه 13 شهریور 1391 10:51 ق.ظ
توپ چه خواهر مزخرف بی حال منحرف بی فکری دارم من
Bahar بی ادب....!!!
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:15 ب.ظ
برم بخونم....سلام عیکم خواهر..خوفی...منم خوفم....برم بخونم بببینم چه خبره....بوسسسسسس.
راستی....دومممممممممممم
Bahar برووووووو...سیلا گلی...میسی...خوبه....خبرای خوب...!!!!
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:07 ب.ظ
1-انتقالی بی انتقالی هورا
2-خدا خفت کنه الهی قسمت آخر و سانسور میکردی خب
3-میگما چقدر من تو دابل مورد علاقم خیر سرم
این بار برای اولین بار میگم پارت بعد و به هیچ وجه نزار برو دوپارت دیگه رو بزار
4-منم برم بمیرم
Bahar 1.بهله...بهله...
2.نمیشد....دیگه(نیشخند)
3.آره...اوپاش میگه کارت داره..!!!
موذارم..دارم موتایپم...!!!
4.چرااااااااااا؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music