تبلیغات
"SS501 TIME" - SS501TIME
 
"SS501 TIME"
به امیــــد اون روزی که وقتــــی از خواب بیــــدار میشیــــم، سر تیــــتر همه مجله ها و وبسایت ها این باشه : Ss501 cOme Back♥
شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : Friends


سلااااااااااااااااااااااااااااام.........بلاخره افتتاح شد......!!!!!

بیاین......بیاین......بیاین....!!!!!

آها آفرین همونجا بذارش......خوبه خوبه.........یه کم به سمت راست....درست شد.....!!!!!

بشه ها این داستان و واسه وب نوشتیدم....امیدوارم خوشتون بیاد...!!!!!!

 

 

 

“SS501 TIME”

 

 

هیونگ جون........

 

هیون:هیوووووووووووووونگ کجا موندی بیا دیگه.....باید بریم روی سن......

-       ه....هیون یه لحظه بیا......

-       چته تو..........؟؟؟؟؟؟؟باز چی پیدا کردی؟؟؟؟؟

این دیگه چیه؟؟؟؟؟؟

-       نمی دونم...بیا بریم ببینیم...!!!!!

-       صبر کن ببینم....کجا؟؟؟!!!!!

الان که نمیشه..............اااااا هیوووووووونگ....

اما دیگه این داد و قالا هیچ فایده ای نداشت.....کار از کار گذاشته بود و فوضولی بهم غلبه کرده بود.......از اون ور هیون که دید من اینجوریم بقیه رو هم صدا زد و خلاصه بعد از کمتر از 5دقیقه همه تو اون دستگاه عجیب غریب بودیم......از یه طرف خیلی شبیه ماشین بود و از طرف دیگه حالتش مثل اتاقک بود....!!!!!

یه طرفش پر از دکمه بود....توش یه سری صندلیم بود که هرکدوم از بچه ها رفتن و رو یکیش نشستن.....منم رفتم سراغ دکمه ها و هرچیم هیون و یونگ سنگ گفتن دست نزن گوش ندادم....این گوش ورودی ...اون یکی گوش خروجی بود...!!!!!

دستمو بردم سمت دکمه بزرگ و قرمزی که وسط صفحه بود و فشارش دادم...!!!!!!

با فشار دادن اون دکمه تکون شدیدی رو احساس کردم و بعدم تنها چیزی که می دیدم یه چیز چرخون بود....دنیا داشت دور سرم می چرخید.......نزدیک  5 دقیقه بعد دستگاه با یه تکون محکم وایساد......این طرز وایسادن همان و قاطی کردن بچه ها همان و بد بیراه شنیدن منم همان...!!!!!!

هیون: هیونگ خیر از زندگیت نبینی.....

یونگی: گردنت خورد بشه هیونگ که گردنم و خورد کردی......

کیو:هییییییییییییییییییییییییووووووووووووووونننگگگگ.....

جونگ مین ساکت بود.....

-       تو چیزی نمی خوای بگی؟؟؟؟

-       چییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟

-       می گم تو نمی خوای چیزی به حرفای اینا اضافه کنی؟؟؟

-       چرا............نفله شی...بری زیر تریلی آشغالی....خدا از زندگی ساقطت کنه.....خفه شی....لال شی....قطع نخاع شی.......سیر شدی یا بازم بگم....؟؟؟؟!!!

-       نه قربونت از بس خوردم دارم بالا میارم...!!!!!!

همون موقع هیون با عصبانیت و تا حدی تعجب با کمی چاشنی ترس بهم خیره شد...!!!!

-چیه بازم میخوای چیزی نسارم کنی؟؟؟؟؟؟؟؟

- هیونگ یه سوالی میتونم ازت بپرسم؟؟؟؟

-تو!!!!!!!!!!!!هیون جونگ!!!!!!می خوای از من تعطیل سوال بپرسی؟؟؟؟؟!!!!!بپرس پدرم.!!!! -می گما این دایناسورا بودنا..... اون یارو    گنده ها رو میگم

 

یونگی:خب.....

هیون:خب به جمالت مگه خیر سرشون منقرض نشده بودن؟؟؟؟!!!!

کیو:اره هیون...خیلی وقته که منقرض شدن تو حرفتو بزن......

هیون با دادی که بیشتر شبیه جیغ بود گفت:پس اون گنده هه چیه که الان له مون میکنه!!!!!!!!!!!

با این حرفش همه به سمت   پنجره ای که اونجا بود برگشتیم.....هیون راست می گفت.....تنها چیزی که دیدم یه پای گنده بود که درست داشت روی ما میومد پایین......اولین کاری که به ذهنم رسید و انجام دادم و اون هم فشار دادن اون دکمه قرمزه برای بار دوم بود......

دوباره دنیا شروع به چرخیدن کرد و بعد از چند لحظه با همون تکون خفن....متوقف شد......و بازم نفرین شدن من بخت برگشته توسط پسرا......

ولی همون لحظه یه صدایی شبیه انفجار هممون و ساکت کرد......با عجله به سمت پنجره رفتیم.....و با یه چیز عجیب و تا حد زیادی ترسناک روبرو شدیم....اطرافمون درحال انفجار و سوختن بود......هیچ فکری راجع به اینکه اینجا کجاست و چه خبره نداشتیم....همون موقع هیون با عجله از کنار پنجره به سمت دکمه ها رفت و اون دکمه قرمزه رو فشار داد........و این بار سر از بیرون سالن پرسونا درآوردیم.....!!!!

-       ایول هیون......

جونگ مین:چیکار کردی؟؟؟؟

یونگ سنگ:از اول خودت میزدی....!!!!

کیو:قربونت.......

-       خیلی بدین....چرا وقتی من از له شدن زیر قدمای دایناسور نجاتتون دادم ازم تشکر نکردین...؟؟؟؟؟؟

هیون: خوب راست میگه بچه....تازه کلی بدوبیراهم بارش کردیم...!!!!!

یونگ سنگ:خب باشه ببخشید خیلی هم ممنون.

جونگ مین:اما هیونگی تو هر وقت دکمه میزدی سر از نا کجا آباد در می آوردیم که هیچ سر و دست و پا کمر و دماغ و چش چال و........

کیو:خب...خب ...بنال

جونگ مین که هنوز داشت می حرفید گفت:ودر اخر سطون فقیر فقراتمون

می پکید اما هیون زد سالم و سلامت رسیدیم عینهو ادم.

-اهان خب اگه منظورت اینه به خاطر اینه که من خودم ادم نیستم و الا عین ادم میرسیدیم خب. با این حرفم همه زدن زیر خنده اخه شما بگین حرف من خنده دار بود؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

هیون:خب بچه ها دیگه بریم اجرا.

­-بزن بریم

بعد از کنسرت:

هیون:آفرین بچه هاااا.........هیونگ....هیونگ جونااااااااا....کجا میری....!!!!!

-       سر وقت ماشین زمان......!!!!

همه:نههههههههههههه

-آره.....بریم دیگه....!!!!!

جونگ مین:ایندفعه حتما می خوای مارو وسط فوران آتشفشان فوجی یاما فرود بیاری...!!!!!!!

هیون:ولی بریم.....فکرشو بکنین....چه تجربه ای میشه...!!!!

جونگ مین:چی؟؟؟؟؟فوجی یاما؟؟؟؟؟

هیون:نه احمق......سفر در زمان.....!!!!!

همه:پس بریییییییییییییییییییییییییییم...!!!!

هیون:double s

یونگ سنگ:five

کیو:oh

جونگ مین:one

-       اوا....پس من چی بگم؟؟؟؟؟آهان.......time

-       Let’s go…!!!!!

هیون:بسه دیگه جمع کن خودتو......جونگ مین تو هم بشین.....سقف وب از جا دراومد.....اااااااااههه......(با داد)انقد سروصدا نکنین...!!!!!

 

 

 





نوع مطلب : short stories، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 03:30 ق.ظ
Hi, I do think this is an excellent blog. I stumbledupon it ;) I'm going to revisit once again since I bookmarked
it. Money and freedom is the greatest way to change, may you
be rich and continue to guide others.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:24 ق.ظ
A motivating discussion is definitely worth comment. I believe that you need to write more on this topic,
it might not be a taboo subject but generally folks
don't speak about these topics. To the next!
Cheers!!
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:10 ب.ظ
Hello there I am so delighted I found your website,
I really found you by mistake, while I was searching on Askjeeve for
something else, Anyways I am here now and would just like to say thanks for
a tremendous post and a all round enjoyable blog (I also
love the theme/design), I don't have time
to read it all at the moment but I have saved it and also
added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to read much more, Please do keep up
the superb work.
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:40 ب.ظ
This is a topic that is close to my heart...
Take care! Where are your contact details though?
سه شنبه 17 مرداد 1391 03:25 ب.ظ
.......♥###########♥.
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############################♥
................♥#########################♥
..................♥######################♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
.............................♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
.....................................♥#♥
.......................................♥
......................................♥
.....................................♥
...................................♥
.................................♥
..............................♥
...........................♥
.........................♥
......................♥
..................♥
.............♥
.........♥
......♥
....♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥

Bahar میسییییییییییییییییییییییییییییییی.........عسیسم.....!!!!!!!!!!
شنبه 14 مرداد 1391 07:24 ب.ظ
شادان جان این داستا نرو من گفتم بهار نوشته اخه تو چرا جواب میدی این وسط؟
ببین چه جوری خون ادمو کثیف میکننا
Bahar آرامش...!!!!!
شنبه 14 مرداد 1391 12:36 ب.ظ
مفتتح شدن وب مفالکککککککککک

خو چی کار به هیونگ دارین؟؟؟؟
چرا بچمو اذین موکونین؟؟؟؟؟؟
میسی عزیزم......خیلی عالی و بامزه بود
♥ShaDan♥ آجی جونم تو خون خودتو کثیف نکن جیییییییییییییییییییییییییگرم. :)))))))))) :)))))))))))))
شنبه 14 مرداد 1391 12:27 ب.ظ
بالاخره مفتتحیدیم این هیونگ هم عادت داره به همه چی گند میزنه ها
♥ShaDan♥ به امیییییییییییید پییییییییییییییروزییییییییییییی
fiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiightiiiiiiiiiiiiiiiiiiiing
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


فلسفه ساخت سرسره را فهمیدم.....می خواهند در کودکی به ما بیاموزند که تا چه اندازه صعود سخت و سقوط آسان است.......!!!!!
سلاااااااااااااااااااااااااااااااام به همه نخود سبزای گل.......ما امیدواریم تو این وب لحظات دابل اسی خوبی رو تجربه کنید..........!!!!!!!!!!!
منو دوستام سعی می کنیم که تا سرحد امکان شما عزیزان در این وب بتونین از تک تک لحظاتتون به خوبی استفاده کنید.......................!!!!!!!!!
به امید بازگشت هرچه زودتر SS501.........بزن بریم......FIGHTING.......!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : ♥ShaDan♥
نظرسنجی
Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








Which One Do You Love More ?????♥








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Upload Music